اصیلا

لغت نامه دهخدا

اصیلا. [ اَ ] ( اِخ ) ازیلا. شهریست به عدوه نزدیک طنجه و میان آن و اندلس دریایی بزرگ است. رجوع به اصیلة و ترجمه ابن خلدون بقلم پروین گنابادی فهرست ج 2 شود.

فرهنگ فارسی

که آنرا ازیلا نیز گویند شهریست به عدوه نزدیک طنجه و میان آن و اندلس دریایی بزرگ است .

فرهنگ اسم ها

اسم: اصیلا (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: asilā) (فارسی: اصيلا) (انگلیسی: asila)
معنی: منسوب به اصیل، نجیب، پاک نژاد، ( اصیل، ا ( پسوند نسبت ) )، ( اصیل )، با نوی با اصالت مرکب از اصیل + الف تانیس

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَصِیلاًَ: اول مغرب - سرشب
ریشه کلمه:
اصل (۱۰ بار)
«اصیل» نقطه مقابل آن «بکرة» یعنی شامگاهان و آخر روز است. بعضی گفته اند: اطلاق این واژه بر آخر روز با توجّه به این که از مادّه «اصل» گرفته شده، به خاطر آن است که آخر روز، اصل و اساس شب را تشکیل می دهد.
از بعضی از تعبیرات استفاده می شود که «اصیل» گاه به فاصله میان ظهر و غروب اطلاق می گردد (مفردات راغب). و از بعضی دیگر بر می آید که «اصیل» به اوائل شب نیز گفته می شود; زیرا که آن را به «عَشِیّ» تفسیر کرده اند و «عَشِیّ» آغاز شب است; چنان که نماز مغرب و عشا را «عشائین» می گویند. حتی از بعضی کلمات استفاده می شود که «عَشِیّ» از زوال ظهر تا صبح فردا را نیز شامل می شود.
اما با توجّه به این که «اصیل» در آیه شریفه در مقابل «بکرة» (صبحگاهان) قرار گرفته، و بعد از آن نیز سخن از عبادت شبانه به میان آمده، روشن می شود منظور همان طرف آخر روز است.
وقت ما بعد عصر تا مغرب (اقرب الموارد) او را بامداد و آخر روز تسبیح گوئید. جمع آن در قرآن فقط آصال استعمال شده برای خدا در آن خانه‏ها بامدادان و پسینان مردانی تسبیح گویند (اصیل) چهار بار و (آصال) سه بار در قرآن آمده است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم