لغت نامه دهخدا
شهرآگیم. [ ش َ ] ( اِخ ) یکی از مقدمان گرگان و از همراهان باکالیجار خال انوشیروان پسر فلک المعالی منوچهر و نایب او در حکومت مازندران بروزگار خردسالی وی. در سفر مسعود به گرگان و هنگام تاختنش بر باکالیجار، شهرآگیم به ضرب گرز خود مسعود از اسب درافتاد و گرفتار آمد. رجوع به تاریخ بیهقی چ ادیب صص 451 - 459 شود.
شهرآگیم. [ ش َ ] ( اِخ ) استندارشهرآگیم بن نماور. وی بسال 640 هَ. ق. از طرف حاکم گیلان مغلوب گردید. ( ترجمه سفرنامه رابینو ص 49 ).