حجاجی

لغت نامه دهخدا

حجاجی. [ ح َج ْ جا ] ( ص نسبی ) منسوب بحجاج بن یوسف ثقفی.
- صاع حجاجی؛ و آن صاع معمول عمر رضی اﷲ عنه بود که حجاج نیز معمول داشت.
|| سمعانی گوید: حجاجی منسوب است به جد حجاج نام و در بیت ذیل سوزنی نمیدانیم مقصود چیست، شاید مراد از حجاجی حجاج بن یوسف است:
هرگز بسوی کعبه معمور دل من
حجاجی ملعون نخوهد کشتن حجاج.سوزنی ( دیوان ص 48 ).
حجاجی. [ ح َج ْ جا ]( اِخ ) ابوالحسین محمدبن محمدبن یعقوب بن اسماعیل بن حجاج بن جراح حجاجی حافظ نیشابور، پسر برادر حجاجی ابوسعید در عصر خویش مثل حفظ بود، بعراق و شام و حجاز وجزیره رفت و شیوخ دریافت. قرآن را بر ابوبکربن مجاهد مقری بخواند و حدیث را از ابوبکر محمدبن اسحاق بن خزیمة و ابوالعباس محمدبن اسحاق سراج و ابوالعباس المامرخسی و محمدبن مسیب الازغیانی و محمدبن جریر طبری وعبداﷲبن اسحاق مداینی و محمدبن جعفر دسلی و علی بن احمدبن سلیمان و احمدبن عمیربن خوصا و ابوالهجم احمدبن الحسین بن طلاب المسعرانی شنید. ( سمعانی ورق 156 ).
حجاجی. [ ح َج ْ جا ] ( اِخ ) ابوسعید اسماعیل بن محمدبن احمد حجاجی. فقیه حنفی، حسن الطریقة بود. از قاضی ابوبکر احمدبن الحسن الحیری و ابوسعد محمدبن موسی بن شاذان الصیرفی و ابوالقاسم السراج و غیرهم روایت دارد و در حدود سنه 480 درگذشت. ( معجم البلدان ). سمعانی گوید: فقیه مذهب حنفی است. مقدسی ابوالفضل محمدبن ظاهر، او را یاد کرده است. ( سمعانی ).
حجاجی. [ ح َج ْ جا ] ( اِخ ) ابومحمد عبداﷲبن جعفربن خاقان بن غالب حجاجی مروزی. از فرزندان حجاج بن عذاطه سلمی است، محدث عصر خویش بود. در خراسان از اسحاق بن راهویه و علی بن حجر روایت شنید، و در بلاد جبل از عماربن حسن و از محمدبن حمید و در عراق از ابوکریب و احمدبن منیع روایت شنید. و عباس بن محمدبن عبدالرحمان دعونی و ابوحفص عمربن علی جوهری از وی روایت کرده اند. در نیشابور بسال 288 هَ. ق. هنگامی که بحج میرفت حدیث گفت و در صفر سال 296 هَ. ق. درگذشت. ( سمعانی ورق 156 ).
حجاجی. [ ح َج ْ جا ] ( اِخ ) محمدبن اسماعیل نیشابوری. عم ابوالحسین مذکور است و از اسحاق بن منصور کوسج و محمدبن یحیی ذهلی روایت دارد و صالح بن محمد و ابو احمد اخنو و پسر برادرش از وی روایت دارند. ( سمعانی ورق 155 ).
حجاجی. [ ح َج ْ جا ] ( اِخ ) از قراء بیهق از اعمال نیشابور است. ( معجم البلدان ). دهی از دهستان قهاب صرصر بخش صیدآباد شهرستان دامغان در2 هزارگزی خاور صیدآباد، یک هزارگزی شوسه خاور دامغان. جلگه و معتدل است و 430 سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات، پسته، انگور و حبوبات است شغل مردان زراعت و گله داری و صنایع زنان کرباس بافی است و یک باب دبستان دارد مزرعه سعدآباد جزء این ده است. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

دانشنامه عمومی

حجاجی یک روستا در ایران است که در دهستان قهاب صرصر واقع شده است. حجاجی ۹۶ نفر جمعیت دارد.

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز