سرکب. [ س َ ک َ ] ( اِخ ) مطرب و سازنده ای بود که در عهد خود نظیر نداشت. ( برهان ). نام مطرب و استاد بی نظیر. ( آنندراج ) ( رشیدی ) : شاعرانت چو رودکی و شهید مطربانت چو سرکش و سرکب.فرخی.رجوع به سرکش شود.
فرهنگ فارسی
نام موسیقی دانی در دربار ساسانی . گروهی از خاورشناسان او را همان سرکش دانسته اند . مطرب و سازنده بود که در عهد خود نظیر نداشت .
فرهنگ اسم ها
اسم: سرکب (پسر) (فارسی) معنی: نام یکی از موسیقیدانان بزرگ در دوران ساسانیان