لغت نامه دهخدا
سرپیچی کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی کردن. تمرد کردن. سر باززدن از کاری.
سرپیچی کردن. [ س َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نافرمانی کردن. تمرد کردن. سر باززدن از کاری.
( مصدر ) نافرمانی کردن عصیان ورزیدن : در ارتش اگر کسی از اوامر مافوق خود سرپیچی کند سخت تنبیه میشود .