لغت نامه دهخدا
تالین. ( اِخ ) پایتخت استونی بر کنار خلیج فنلاند، دارای 145000 تن سکنه و صادرات آن چوب است. روسها این شهر را «روال » میگویند.
تالین. [ ی َ ] ( اِخ ) ژان - لامبر ( 1767 - 1820 م. ). وی یکی از مردان سیاسی و انقلابی فرانسه بود و در پاریس متولد شد و در همان جا درگذشت. پدرش صاحب مهمانخانه و خود عضو تجارتخانه بود، روزنامه «لامی دِ سیتُوایَن » را منتشر ساخت ولی موفقیتی بدست نیاورد. پس از «دهم اوت » منشی محکمه کمون پاریس شد و در مقابل کنوانسیون از اعضاء کمون دفاع کرد و سپس عضو مجلس کنوانسیون شد و نتوانست از مخالفت با کشتار سپتامبر خودداری کندو در مخالفت با «ژیروندن ها» انتقام جویی خود را آشکار ساخت و علیه روبسپیر رأی داد. در دسامبر 1794 م. با خانم «فونتنای » ازدواج کرد. بانوی مذکور همان کسی است که بعدها پس از مرگ روبسپیر به «نوتردام دو ترمیدور» ملقب شد و در دورانی که تالین در مصر بود، خانم مذکور افتضاحاتی برپاساخت از آن جمله صاحب سه اولاد شد که یکی از آنها دکتر «کابارو» متوفی بسال 1870 م. است و چون تالین به پاریس برگشت ، او را طلاق داد. آنگاه بنا بخواهش خود کنسول «الیکانت » اسپانیا شد و پس از چند سال بپاریس بازگشت و در همان جا درگذشت. رجوع بماده بعد شود.
تالین. [ ی َ ] ( اِخ ) خانم ژان - ماری - اینیاس - ترزا کاباروس ( 1773 - 1835 م. ). دختر «کاباروس » سرمایه دار اسپانیایی است. وی در شانزده سالگی با «مارکیز دو فونتنای » ازدواج کرد و در اوائل انقلاب کبیر فرانسه از وی جدا شد. خانم مذکور در سال 1793 م. توقیف شد و بدست تالین ( ژان - لامبر ) نجات یافت و چندی معشوقه وی بود آنگاه با او ازدواج کرد و پس از جدایی از تالین در سال 1805 همسر «کنت دو کارامان » شد و از شوهر سوم که بعدها عنوان شاهزادگی «شیمای » را بدست آورده بود، صاحب چهار فرزند شد. در اواخر عمر به بروکسل در قصر «شیمای » زندگی میکرد. رجوع به تالین ( ژان - لامبر ) شود.