باریک میان

لغت نامه دهخدا

باریک میان. ( ص مرکب ) لاغرمیان. ( آنندراج ). کمرباریک. ( ناظم الاطباء ). آنکه کمر باریک دارد. ظریف قد و متناسب اندام. ( دِمزن ). اَخَمص. اَقَّب. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ).اَهیَف. اَهضَم. مخصَّر. ضَمر. ( دهار ). ضامِرَه. ضامِر. مَهَفهَت. هیفار؛ زن باریک میان. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

لاغر، لاغرمیان، کمرباریک، دارای کمر باریک.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه کمرش باریک باشد لاغر میان کمر باریک .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم