لغت نامه دهخدا
مگْزین در دونان چو بود صدر قناعت
منگر مه نخشب چو بود ماه جهانتاب.خاقانی.چو در آب جام جهانتاب دید
ز یک شربتش خلق سیراب دید.نظامی. || کنایه از خورشید. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) :
نیای خویشتن را دید در خواب
که گفت ای تازه خورشید جهانتاب.نظامی.|| ماه پنجم است از ماههای ملکی. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ).