لغت نامه دهخدا
حروف معجم. [ح ُ ف ِ م ُ ج َ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به حرف معجم شود. || گاهی حروف معجم به حروف الفباء گفته میشود اعم از معجم و مهمل : آن کتاب مرتب به حروف معجم است ؛ یعنی بترتیب الفباء منظم شده است. ابن خلکان در احوال قالی ( متوفی 356 هَ. ق. ) گوید: «و له التآلیف الملاح منها کتاب الامالی و کتاب البارع فی اللغة بناه علی حروف المعجم ، و هو یشتمل علی خمسة آلاف ورقة...». و ظاهراً کتاب او قدیمترین کتابی است که بترتیب حروف معجم منظم شده است. حروف معجم ؛حروف الخط المعجم است ، مانند: مسجدالجامع؛ یعنی یوم الجامع. یا: حروف الاعجام ؛ یعنی من شأنه ان یُعْجَم َ فعلی ذلک مصدر کمُدْخَل. ( منتهی الارب ). رجوع به حروف ابجد شود.