لغت نامه دهخدا رخ تابیدن. [ رُ دَ ] ( مص مرکب ) روگردان شدن. روی برگرداندن. رو گردانیدن. رو پیچیدن.روی گردان شدن. رخ تافتن. و رجوع به رخ تافتن شود.