لغت نامه دهخدا ( به آئین ) به آئین. [ ب ِه ْ ] ( ص مرکب ) نیک سیر. نیک خصلت : آن نکوطلعت و فرخنده امیرآن به آئین و پسندیده سوار.فرخی.
فرهنگ اسم ها اسم: به آئین (پسر) (فارسی) (تلفظ: beh āi’n) (فارسی: به آئین) (انگلیسی: beh ain) معنی: بهترین آئین، نیک سیرت، نیک خصلت