لغت نامه دهخدا
بردین. [ ب َ ] ( اِ ) دُرْد و فضله و سفل چیزی. ( از آنندراج ).
بردین. [ ب َ ] ( اِخ ) تیره ای از اسیوند هفت لنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 73 ).
بردین. [ ب َ دَ ] ( ع اِ ) تثنیه برد در حالت نصبی و جری، بمعنی صبح و شام. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). حدیث: من صلی البردین دخل الجنة. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).