لغت نامه دهخدا
بارسین. [ ] ( اِخ ) از رستاق اِلمَر است که آن را اعلم نیز گویند و آن از نواحی همدان باشد. و آن را فارسین و فارسجین نیز خوانند و بارسین در لهجه خود اهالی متداول است. ( از انساب سمعانی ) ( معجم البلدان ذیل فارسجین ). و رجوع به فارسجین و فارسین و اعلم و همدان شود.
بارسین. ( اِخ ) نام یکی از زنان ایرانی است که پس از شکست دارا در دمشق به چنگ اسکندر افتاد. وی زوجه بهمن از سرداران ایران و دختر آردباز بود. اسکندر او را به عقد ازدواج درآورد و پسری بنام هرکول از وی متولد گشت و بعد از وفات اسکندر قساندر وی رابا پسرش بقتل رسانید. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ).