راشن. [ ش ِ ] ( ع ص ) آرامنده و ثابت. ( منتهی الارب ). آرامنده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ثابت و برجای. ( منتهی الارب ). || ثابت و برجای و برقرار. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) زر اندکی که استاد بعد از اجرت بطریق انعام بشاگرد دهد و به فارسی آن را شاگردانه گویند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شاگردانه یعنی زر اندکی که استاد بعد از اجرت بشاگرد دهد. ( ناظم الاطباء ). آنچه بشاگرد صانع داده شود. ( از اقرب الموارد ). شاگردانه. ( دهار ). غلامانه. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص ) ناخوانده بمهمانی درآینده و هوالطفیلی و اما الذی یتحین وقت طعام فیدخل علی القوم و هم یأکلون فهوالوارش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پیک و طفیلی و بشتالم یعنی ناخوانده بمهمانی آینده. ( ناظم الاطباء ). طفیلی. ( اقرب الموارد ). || مِقَم ؛ یعنی آنکه تمام آنچه را که بر خوان است بخورد. ( از اقرب الموارد ). راشن. ( اِخ ) نام جد افراسیاب است. صاحب مجمل التواریخ آرد: افراسیاب بن بشنک بن راشن بن زادشم ابن توربن افریدون. ( مجمل التواریخ والقصص ص 28 ).
فرهنگ فارسی
نام جد افراسیاب است
فرهنگ اسم ها
اسم: راشن (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: rāšen) (فارسی: راشِن) (انگلیسی: rashen) معنی: آرامنده، ثابت و برجای، انعام، پاداش، ثابت
دانشنامه عمومی
راشن ( به لهستانی: Raszyn ) یک روستا در لهستان است که در گمینا راشن واقع شده است. راشن ۶٬۷۰۰ نفر جمعیت دارد.