خالده

لغت نامه دهخدا

خالده. [ ل ِ دَ / دِ ] ( ع ص ) تأنیث خالِد. ج ، خالِدات.
خالده. [ ل ِ دَ ] ( اِخ ) بنت ابی لهب. وی یکی از زنان عرب در زمان رسول است.پیغمبر او را به ازدواج عثمان بن ابی العاص ثقفی درآورد. ( از عقد الفرید چ محمد سعید العریان ج 7 ص 143 ).
خالده. [ ل ِ دَ ] ( اِخ ) بنت اسودبن عبدیغوث قرشی. وی یکی از زنان بزرگ عرب است. او در معیت حضرت رسول هجرت کرد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2017 ).
خالده. [ ل ِ دَ ] ( اِخ ) بنت انس انصاری. وی خاله عبداﷲبن سلامک است. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2017 ).
خالده. [ ل ِ دَ ] ( اِخ ) بنت حارث. وی یکی از زنان عرب است که صحابت رسول را ادراک کرد. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ص 2017 ).، خال ده. [ دِ ]( اِخ ) دهی است از دهستان وراوی بخش کنگان شهرستان بوشهر. واقع در 115 هزارگزی جنوب خاور کنگان کنار راه مالرو گله داری به وراوی. ناحیه ای است واقع در جلگه با آب و هوای گرمسیری و مالاریائی. سکنه آنجا 177 تن که زبانشان فارسی و مذهبشان شیعه است. آب آنجا از چاه و باران و محصولش غلات و تنباکو و خرماست. شغل اهالی زراعت میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

بنت انس انصاری . وی خاله عبدالله بن سلامک است .
دهی است از دهستان وراوی بخش کنگان شهرستان بوشهر .

فرهنگ اسم ها

اسم: خالده (دختر) (عربی) (تلفظ: xālede) (فارسی: خالِده) (انگلیسی: khalede)
معنی: مونث خالد، جاودان، پاینده، همیشگی، ( مؤنث خالد )، خالد، مؤنث خالد، جاوید

دانشنامه عمومی

خالده، روستایی است از توابع شهرستان مهر استان فارس ایران.
این روستا بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت آن ۷۹۰ نفر ( ۱۳۲ خانوار ) بوده است.
وضعیت آموزش مناسب این روستا ( ۸ نفر دکترا، ۲۷ نفر کارشناسی ارشد و ۸۹ نفر کارشناسی و کاردانی و حدود ۶۰ نفر دانشجو ) باعث شهرت این روستا در این منطقه باستانی شده است.
فعالیت های هنری هنرمندان خالده که اکثراً در گروه هنری سفیران هنر می باشد دارای واحدهای مختلف که توسط خود هنرمندان این روستا مدیریت می شود.
سنگ چله گاه: این اثر تاریخی که در ابتدای ورودی روستای خالده در جهت شرقی و در دامنه جنوبی کلات خالده قرار گرفته، به صورت سنگ بسیار بزرگی از دور قابل مشاهده می باشد. نام محلی این بنا سنگ چله گاه است. به نظر می رسد این سنگ بزرگ تکه ای از همان کوه مشرف به آن است که بر اثر گذر زمان به دامنه آن سقوط کرده و تا به امروز همان جا مانده است. در پهلوی شرقی دو اتاقک کنده کاری شده و همچنین در قسمت بالای این سنگ دو حفره مستطیل شکل تراشیده شده به دست بشر می بینیم که در مورد کارکرد آن ها نظرات متفاوتی موجود می باشد. نخست با توجه به شباهت آن ها با استودان های زرتشتیان، این احتمال می رود که این حفره ها مربوط به همان دورانی باشد که مردمان زردشتی مردگان خود را برای جلوگیری از آلودگی خاک در محیط آزادی می گذاشتند و پس از مدتی که فقط استخوان های مردگان باقی می مانند آن ها را در این استودان ها ( استخوان دان ها ) قرار می دادند و نظر دوم اینکه: با توجه به محل قرار گرفتن این سنگ در کنار راهی پر عبور و مرور این احتمال است که از این حفره ها برای ایجاد کمینگاه و رصد عابرین و کاروان هایی استفاده می شده که از این مسیر عبور میکرده اند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم