لس و لوس

لغت نامه دهخدا

لس و لوس. [ ل َ س ُ ] ( ص مرکب ، از اتباع ) رجوع به لس شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- مبتلی به فالج مفلوج فالج زده . ۲- شل سست مشرفی .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم