شورشور

لغت نامه دهخدا

شورشور. ( اِمص مرکب ) جستجو و پیجویی. اینسوی و آنسوی گشتن :
تنگ شدعالم بر او از بهر گاو
شورشور اندرگرفت و کاوکاو.رودکی.

فرهنگ فارسی

جستجو و پیجویی اینسوی و آنسوی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم