خاثر

لغت نامه دهخدا

خاثر. [ ث ِ] ( ع ص ) ستبر ( شیر ). ( مهذب الاسماء ). ثخن و اشتد فهوخاثر. ( اقرب الموارد ). خفته ، کلچیده ، بسته ( شیر ).

فرهنگ معین

(ثِ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - بسته ، دلمه شده . ۲ - شوریده دل . ۳ - تباه عقل گشته .

فرهنگ فارسی

شیر ستبر . ثخن و اشتد فهو خاثر

ویکی واژه

بسته، دلمه شده.
شوریده دل.
تباه عقل گشته.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال اوراکل فال اوراکل فال چای فال چای فال آرزو فال آرزو فال فرشتگان فال فرشتگان