تشویه

لغت نامه دهخدا

( تشویة ) تشویة. [ ت َش ْ ی َ ] ( ع مص ) بریانی دادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بریانی خورانیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || بریان کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث اللغات ). بریانی کردن ( زوزنی ). || دادن گوشت کسان را تا بریان کنند. ( منتهی الارب ). دادن گوشت برای بریان کردن. ( آنندراج ).
تشویة. [ ت َش ْ ی َ ] ( ع مص ) زشت خلق کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). زشت خلق گردانیدن. ( زوزنی ). زشت گردانیدن روی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). زشت کردن روی و جز آن. ( آنندراج ). || چشم بد رسانیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) زشت کردن روی .

فرهنگ عمید

۱. زشت کردن روی.
۲. به کسی چشم بد رسانیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زشت کردن زشت بنمودن .
بریانی دادن بریانی خورانیدن کسی را

ویکی واژه

زشت کردن روی.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال تاروت فال تاروت فال چوب فال چوب فال راز فال راز فال مارگاریتا فال مارگاریتا