قوران. ( ترکی ، اِ ) سلاح. قور. ( سنگلاخ ). رجوع به قور شود. قوران.[ ق َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ). وادیی است ومیان آن و سوراقیه چند فرسنگ فاصله است. این وادی دارای چاههای آب گوارا و باغهای نخل و درختان دیگر است و در آن دهی است بنام ملحاء. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
موضعی است . وادیی است و میان آن و سوارقیه چند فرسنگ فاصله است .