لغت نامه دهخدا
فینک. [ ن َ ] ( اِ ) حجرالقیشور. ( فهرست مخزن الادویه ). نوعی از کف دریاست ، و آن مانند سنگی بوده سفید و تجویف بسیاری دارد، و معرب آن فینج است. ( آنندراج ) ( از برهان ). رجوع به فینج شود.
فینک. [ ن ِ] ( اِخ ) دهی است از بخش دودانگه شهرستان ساری که دارای 45 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).