لغت نامه دهخدا
فراموشخانه. [ ف َ ن َ/ ن ِ ] ( اِخ ) اصطلاحی است که در برابر واژه «فراماسونری » یا «فری میسنزهال » در ایران به کار رفته است. رجوع به فراماسونری شود.
فراموشخانه. [ ف َ ن َ/ ن ِ ] ( اِخ ) اصطلاحی است که در برابر واژه «فراماسونری » یا «فری میسنزهال » در ایران به کار رفته است. رجوع به فراماسونری شود.
( ~ . نِ ) (اِمر. ) این کلمه را به جای فراماسونری در فارسی به کار می برند.
۱. (سیاسی ) = فراماسونری
۲. [مجاز] زندان های مخوف دورۀ استبداد که بیشتر زندانیان تا پایان عمر در آنجا به سر می بردند.
اصول تعلیمات فراماسون و عمل بدانها
نامی که درفارسی به فراماسونری اطلاق شده، وکنایه اززندانهای مخوف دوره استبدادکه بیشترزندانیان تاپایان عمردر آنجابودند
( اسم ) این کلمه را به جای فراماسونری به مناسبت شباهت لفظی و معنوی در فارسی معمول کرده اند ٠
رجوع شود به:فراماسون
این کلمه را به جای فراماسونری در فارسی به کار میبرند.