لغت نامه دهخدا
فراد. [ ف َرْ را ] ( ع ص ) فروشنده و سازنده فرائد. ( اقرب الموارد ). مرواریدفروش و مرواریدساز. ( منتهی الارب ).
فراد. [ فْرا / ف َ دَ ] ( اِخ ) نام یکی از شهرهای مادهاست که در فاصله بیست وهفت روزه راه از ارمنستان واقع بوده است. رجوع به ایران باستان ج 3 ص 2357 شود.