لغت نامه دهخدا
( عیینة ) عیینة. [ ع ُ ی َی ْ ن َ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر عین است. یعنی چشم خرد. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به عَین شود.
عیینة. [ ع ُ ی َی ْ ن َ ] ( اِخ ) ابن عبدالرحمان. محدث. رجوع به ابومالک ( عیینة... ) شود.
عیینة. [ ع ُ ی َی ْ ن َ ] ( اِخ ) ابن عبدالرحمان مهلبی، مکنی به ابوالمنهال. لغوی و محدث و شاگرد خلیل بن احمد بود. او معلم و مؤدِّب امیر ابوالعباس عبداﷲبن طاهربن حسین بشمار میرفت و با وی به نیشابور آمد و در همانجا درگذشت. احادیثی از وی نقل کرده اند. او راست کتابی در نوادر وکتابی در شعر. ( از معجم الادباء چ مصر ج 16 ص 165 ).
عیینة. [ ع ُ ی َی ْ ن َ ] ( اِخ ) ابن منال، مکنی به ابوالمنهال.از روات لغت. رجوع به ابوالمنهال ( عیینة... ) شود.