لغت نامه دهخدا سهاد. [ س ُ ] ( ع مص ) بی خوابی. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( نصاب الصبیان ). بی خواب شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). بیداری و درماندگی از خواب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ اسم ها اسم: سهاد (دختر) (عربی) (تلفظ: sohād) (فارسی: سهاد) (انگلیسی: sohad) معنی: بیداری، شب زنده داری