سهاد

لغت نامه دهخدا

سهاد. [ س ُ ] ( ع مص ) بی خوابی. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( نصاب الصبیان ). بی خواب شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). بیداری و درماندگی از خواب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

بیداری، بی خوابی، کم خوابی.

فرهنگ فارسی

بی خوابی بی خواب شدن

فرهنگ اسم ها

اسم: سهاد (دختر) (عربی) (تلفظ: sohād) (فارسی: سهاد) (انگلیسی: sohad)
معنی: بیداری، شب زنده داری
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم