زلاله

لغت نامه دهخدا

( زلالة ) زلالة. [ زَل ْ لا ل َ ] ( اِخ ) عقبه ای است به تهامة. ( منتهی الارب ). رجوع به معجم البلدان شود.

فرهنگ اسم ها

اسم: زلاله (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: zolāle) (فارسی: زلاله) (انگلیسی: zolale)
معنی: منسوب به زلال، شفاف، ( زلال، ه ( نسبت ) )
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم