لغت نامه دهخدا
دیرکه. [ ک ِ ] ( اِخ ) در اساطیر یونان ، دختر هلیوس و زوجه دوم لوکوس ( شاه تب ). آمفیون و زئوس وی و شوهرش را بجهت بدرفتاری با مادرشان بقتل رسانیدند. ( از دائرة المعارف فارسی ).
دیرکه. [ ک ِ ] ( اِخ ) در اساطیر یونان ، دختر هلیوس و زوجه دوم لوکوس ( شاه تب ). آمفیون و زئوس وی و شوهرش را بجهت بدرفتاری با مادرشان بقتل رسانیدند. ( از دائرة المعارف فارسی ).
دیرکه ( به یونانی: Δίρκη ) ، در اسطوره های یونان، همسر لوکوس است.
لوکوس، آنتیوپه را که در مرگ برادرش مقصر می دانست، به عنوان کنیز دیرکه بخشید. دیرکه قصد کشتن وی را داشت اما پسران آنتیوپه، او را نجات دادند و دیرکه و لوکوس را کشتند.
دیرکِه (Dirce)
در اساطیر یونان، همسر دوم لوکوس، پادشاه تبس (طیوه). آمفیون و زتوس، فرزندان آنتیوپه، همسر پیشین لوکوس، او را به گاوی وحشی بستند و گاو او را پاره پاره کرد.