درتا

لغت نامه دهخدا

درتا. [ دُ ] ( اِخ ) نام موضعی است در نزدیکی بغداد در نزدیکی قَطرَبﱡل. نصاری هم در همین مکان دیری دارند، و برخی آنرا درنا بانون ضبط کرده اند. ( از معجم البلدان ).
درتا. [ دُ ] ( اِخ ) ناحیه ای است از نواحی کوفه. در این مکان مردم کثیر و درخت خرمای بسیار بوده و فعلاً خرابست. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

ناحیه ایست از نواحی کوفه

فرهنگ اسم ها

اسم: درتا (دختر) (کردی، عربی، فارسی) (تلفظ: dorta) (فارسی: درتا) (انگلیسی: dorta)
معنی: مانند مروارید، همتای دُر، در ( عربی ) + تا ( فارسی ) مانند در
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم