لغت نامه دهخدا
جیقه. [ ق َ / ق ِ ] ( اِ ) جیغه. جقّه. جغّه:
ماه گردون گشای جیقه او
ناسخ رایت فریدون باد.ظهیر.رجوع به جیغه و جغّه شود.
جیقه. [ ق َ / ق ِ ] ( اِ ) جیغه. جقّه. جغّه:
ماه گردون گشای جیقه او
ناسخ رایت فریدون باد.ظهیر.رجوع به جیغه و جغّه شود.
( اسم ) ۱- تاج افسر. ۲- هر چیز تاج مانند که بکلاه نصب کنند.
جیقه یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بدوستان غربی بخش خواجه شهرستان هریس واقع شده است. اهالی این روستا و دو روستای همجوار قراجه و جیغناب از عشایر ارسباران و از طایفه حاج علیلو هستند. آرامگاه ارمیای نبی در این روستاست.