لغت نامه دهخدا
ججو. [ ج ِ ] ( اِ ) در لهجه مازندرانیان [ در زبان کودکان و مغازله ] به معنی پستان است. ( یادداشت مؤلف ).
ججو. [ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ملایعقوب بخش مرکزی شهرستان سراب. این ده در یازده هزارگزی خاور سراب و هزاروپانصدگزی شوسه سراب به اردبیل قرار گرفته و محلی کوهستانی و معتدل و نوبنیاد است. سیزده تن سکنه دارد و آب آن از نهر و چشمه تأمین میشود و محصول آنجا غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).