غیمی تصویر معنی غیمی لغت نامه دهخدا غیمی. [ غ َ ما ] ( ع ص ) مؤنث غَیمان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( تاج العروس ). رجوع به غَیمان شود. کلمات مرتبط غیمان تواثیر ابونضیر مؤسیه هجینه گزارش محتوای نامناسب