بی شفقت

لغت نامه دهخدا

بی شفقت. [ ش َ ف َ ق َ ] ( ص مرکب ) نامهربان. ( ناظم الاطباء ) : بازگردید و توبه کنید تا از دست او نجات یابید و وی نزدیکست که ببلوغ رسد و سخت بی رحم و بی شفقت است. ( قصص الانبیاء ص 179 ).
اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار
طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد.حافظ.رجوع به شفقت شود.

فرهنگ فارسی

نامهربان .
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم