بی دمی

لغت نامه دهخدا

بیدمی. [ دُ ] ( حامص مرکب ) عدم دم و دنب. ( ناظم الاطباء ). حالت و چگونگی بیدم. بی دنبال. دنب نداشتن.

فرهنگستان زبان و ادب

{apnea} [پزشکی] قطع موقت تنفس به هر علت
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال نخود فال نخود فال شمع فال شمع فال تک نیت فال تک نیت فال ارمنی فال ارمنی