بهرامه. [ ب َ م َ / م ِ ] ( اِ ) جامه سبز. ( برهان ). جامه سبز و بهرامج معرب بهرامه است. ( آنندراج ). || ابریشم. ( برهان ). ابریشم پیله. ( آنندراج ) ( رشیدی ) : کفن حله شد کرم بهرامه را که ابریشم از جان کند جامه را .رودکی ( از انجمن آرا ).|| بیدمشک. ( برهان ) ( رشیدی ). بیدمشک و آنرا کله موش نیز گویند و معرب آن بهرامج است. ( جهانگیری ). رجوع به بهرامج شود.