لغت نامه دهخدا
افران. [ اَ ] ( ع ص ) اجل افران اشران ؛ مرد فیرنده و بزرگ منش. ( ناظم الاطباء ).
افران. [ اَ ] ( اِخ ) دهی است به نسف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قریه ای است از قرای نخشب. و افرانی منسوب بدانجاست. ( از معجم البلدان ).