الحن

لغت نامه دهخدا

الحن. [ اَ ح َ ] ( ع ن تف ) دانا و آگاه تر. ( ازآنندراج ). افطن. هشیارتر. هو الحن من فلان؛ ای اسبق فهماً منه. و منه: «لعل احدکم الحن بحجته من الاَّخر»؛ یعنی شاید یکی از شما داناتر و آگاه تر از دیگری بدلیل خویش است. ( از اقرب الموارد ). || خوشخوان تر و خوش آوازتر. داناتر بقرأت یا غناء: هو الحن الناس؛ ای احسنهم قراءة او غناء. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

خوش آوازتر، داناتر، آگاه تر، زیرکتر
دانا و آگاه تر. افطن. هشیارتر

سفرجل یعنی چه؟
سفرجل یعنی چه؟
آسپیران یعنی چه؟
آسپیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز