اراج

لغت نامه دهخدا

اراج. [ اَرْ را ] ( ع ص ) بسیار دروغگوی. || بسیار ورغلاننده.
اراج. [ اَ ] ( اِخ ) از قرای بلوک شمیران ، در مشرق درّه دارآباد.
اراج. [اَ ] ( اِخ ) قضائی است از ولایت قسطمونی مشتمل بر نواحی یازی کوی و اکدیر و افشار. سکنه آن در حدود 16000تن مسلمانان باشند و در آن بیشه های بسیار است و مهمترین محصول آن تنباکوست. ( ضمیمه معجم البلدان ). || شهریست واقع در اراضی کوهستانی ، بیک مرحله در جنوب غربی قسطمونی و آن کرسی لواء قسطمونی است ودر جوار آن نهریست بنام اراج صو که بنهر ویران شهر پیوندد و به بحر اسود ریزد. ( ضمیمه معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

از قرای بلوک شمیران

فرهنگ اسم ها

اسم: آراج (پسر) (فارسی) (تلفظ: araj) (فارسی: آراج) (انگلیسی: araj)
معنی: آراد، نام روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم