لغت نامه دهخدا
حفص ضریر. [ ح َ ص ِ ض َ ] ( اِخ )ابن عمر، مکنی به ابی عمر. رجوع به حفص بن عمر شود.
حفص ضریر. [ ح َ ص ِ ض َ ] ( اِخ )ابن عمر، مکنی به ابی عمر. رجوع به حفص بن عمر شود.
ابن مغیره مکنی به ابی عمر صحابیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم رایش بصیر و گوش سمیع چشم دانش ضریر و گوش اصم
💡 ناقد فعل تو علیم و بصیر تو ز احوال خویش گشته ضریر
💡 چون به پیش تو نیست یوسف تو پس چو یعقوب جز ضریر مباش
💡 گر چنین بودی گدایان ضریر محتشم گشته بدندی و امیر
💡 مگر مدیح تو شد چشم عقل را قوت که چشم عقل بود بیمدایح تو ضریر
💡 همه عالم گرفت پرتو خور گر ضریری ندید ازان چه ضرر