اوید

لغت نامه دهخدا

اوید. [ اَ ] ( ع اِ ) ازدحام مردم. ( منتهی الارب ).آواز ازدحام مردم. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). انبوهی کردن مردم.

فرهنگ فارسی

شاعر لاتینی ( و . یوامونا ۴۳ ق م . - ف. ۱۷ م . ) مصنف [ مسخها ] [ هنر دوست داشتن ] که در آن خود را شاعری ماهر نشان می دهد بیش از آنکه حقیقه الهامی داشته باشد وی در سال ۹ م . به علتی نا معلوم تبعید شد و با وجود تضرعاتی که در [ اندوهگینان ] خود کرده بود در تبعید در تومی ( کنستانتزا ) در گذشت .
ازدحام مردم

فرهنگ اسم ها

اسم: آوید (دختر، پسر) (اوستایی، فارسی) (تلفظ: āvid) (فارسی: آويد) (انگلیسی: avid)
معنی: خرد، عقل، دانش، [در زبان اوستایی کلمه های «آوید، وید، ویدا» هر سه به یک معنی به کار رفته است]، عقل ( در زبان اوستایی کلمه های ' آوید، ویدا ' هر سه به یک معنی به کار رفته است )، مشتاق و خواهان
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم