لغت نامه دهخدا
ام سلمة. [ اُم ْ م ِ س َ ل َ م َ ] ( اِخ ) ( شیرازی ) زنی با فضل و هنر بود، وی مؤلف کتاب جامع الکلیات است که در شیراز چاپ شده. ( از ریحانة الادب ج 6 ص 222 ).
ام سلمة. [ اُم ْ م ِ س َ ل َ م َ ] ( اِخ ) کنیه یکی از دختران هریک از امام حسین و امام سجاد و امام باقر و امام کاظم بوده است. رجوع به ریحانة الادب ج 6 ص 222 شود.
ام سلمة. [ اُم ْ م ِ س َ ل َ م َ ] ( اِخ ) هند مکناة به ام سلمه. دختر ابی امیه حذیفةبن مغیرةبن عبداﷲبن عمروبن مخزوم قرشی مخزومی ام المؤمنین. از زنان پیغمبر اسلام و یکی از زنان بزرگ صدر اسلام بشمار می رفت وی نخست زن ابوسلمةبن عبدالاسد مخزومی بود پس از وفات ابوسلمه در سال دوم یا چهارم هجری به ازدواج پیغمبر درآمد و جزو مهاجران حبشه و مدینه بود. احادیثی از او نقل شده است. در سال 63 یا 64 هَ. ق. در هشتاد و چهار سالگی درگذشت. ( از ریحانة الادب ج 6 ص 222 ). و رجوع به همین کتاب و الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 240 و قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 1036 و تنقیح المقال و خیرات حسان ج 1 ص 49 و اعلام زرکلی چ 1 ج 3 ص 1129 و تذکرة الخواتین ص 42 و 56 شود.
ام سلمة. [ اُم ْ م ِ س َ ل َم َ ] ( اِخ ) یکی از دختران علی بن ابوطالب ( ع ) بود.
ام سلمة. [ اُم ْ م ِ س َ ل َ م َ ] ( اِخ ) کنیه چند تن از زنان صحابی بوده است. رجوع به الاصابة فی تمییز الصحابة ج 8 ص 242 شود.