لغت نامه دهخدا
الند. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای هفتگانه بخش حومه شهرستان خوی است. این دهستان در قسمت شمال باختری بخش واقع شده واز طرف شمال محدود است به دهستان چالدران ، از جنوب به قطور، از خاور به سکمن آباد و فرورق ، و از باختر به مرز ایران و ترکیه. این دهستان کوهستانی و هوای آن سردسیر است. مردم آن دارای مذهب تشیع و تسنن و زبانشان کردی است. رودخانه ای که در این منطقه جریان داردعبارت است از رود الند که از کوههای مرزی ایران و ترکیه سرچشمه گرفته پس از مشروب کردن این دهستان داخل دهستان فرورق میشود. الند محلی ییلاقی است و چشمه سارهای گوارا و شیرین دارد. شغل عمده مردم نگاهداری اغنام و احشام است و کمی به زراعت میپردازند. محصول مهم آن پشم ، لبنیات و اندکی غلات است. این دهستان از سی وسه آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمع سکنه آن در حدود 3230 تن و قرای مهم آن ، الند، بله سور بزرگ و ملحملی است. در فصل تابستان محل ییلاق ایلات میباشد و راههای آن عموماً پیاده رو و صعب العبور و فقط یک راه ارابه رو از دره الند به خوی دارد. مرکز این دهستان قریه الند و خود آن هم بنام مرکزی «الند» معروف است. دبستانی نیز دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
الند. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) از دیههای کلارستاق. رجوع به مازندران و استرآباد رابینو ص 108 و ترجمه همان کتاب ص 146 شود.
الند. [ اَ ل َ ] ( اِخ ) نام قدیمی مجمعالجزایر فنلاند در بالتیک. سکنه آن 30000 تن است. و امروزه اهونانمو گویند.