لغت نامه دهخدا
ارسلان ارغون. [ اَ س َ اَ ] ( اِخ ) ( ملک... ) ابن الب ارسلان عم برکیارق سلجوقی. ( راحةالصدور چ لیدن ص 143 ) ( تاریخ سلاجقه عماد کاتب چ قاهره ص 45 ). وی درزمان پدر بحکومت خوارزم منصوب بود. ( حبط ج 1 ص 372 ). ملک شاه بن محمد سلجوقی او را بحکومت بهری از خراسان منصوب کرد. ( مجمل التواریخ و القصص ص 408 ). وی دستور داد که برادرش بوری بَرس را بخبه بکشتند. ( تتمه صوان الحکمة چ لاهور سنه 1351 هَ. ق. ص 197 و 200 ).