لغت نامه دهخدا
مژده ده. [ م ُ دَ / دِ دِه ْ ] ( نف مرکب )مخفف مژده دهنده. مژده رسان. ( آنندراج ) :
باد بدین مژده دلم هرنفس
مژده دهم نیز تو باشی و بس.میرخسرو ( آنندراج ).رجوع به مژده دهنده و مژده رسان شود.
مژده ده. [ م ُ دَ / دِ دِه ْ ] ( نف مرکب )مخفف مژده دهنده. مژده رسان. ( آنندراج ) :
باد بدین مژده دلم هرنفس
مژده دهم نیز تو باشی و بس.میرخسرو ( آنندراج ).رجوع به مژده دهنده و مژده رسان شود.
مژده رسان