لغت نامه دهخدا
نویب. [ ن ُ وَ ] ( ع اِمصغر ) تصغیر ناب است بر رأی سیبویه. ( از منتهی الارب ). رجوع به ناب شود.
نویب. [ ن ُ وَ ] ( ع اِمصغر ) تصغیر ناب است بر رأی سیبویه. ( از منتهی الارب ). رجوع به ناب شود.
تصغیر ناب است بر رای سیبوبه.
عبدالملک بن عبدالعزیز سَلولی شهرت یافته به نُویب شاعر عربستانی در سدهٔ دوم هجری بود. از جمله شاعرانی است که دعوت درباران را نپذیرفت و به مدح کسی نپرداخت. از اهالی یمامه بود و همان جا بزرگ شد. دلبستهٔ دختری به نام «سُعدیٰ بنت ازهر» بود.