نوژن

لغت نامه دهخدا

نوژن. [ ژَ ] ( اِ ) درخت صنوبر و کاج. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). نوژ. ( جهانگیری ). نوز.نوج. ناژ. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) :
نوژن نسب است هر دم از قامت او
فریاد ز سرو بوستان می ریزد.شمس طبسی ( از فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) کاج .

فرهنگ اسم ها

اسم: نوژن (پسر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: nužan) (فارسی: نوژَن) (انگلیسی: nuzhan)
معنی: نوعی کاج، صنوبر
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم