گزل

لغت نامه دهخدا

گزل. [ گ ُ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آلان بخش سردشت شهرستان مهاباد، واقع در 17 هزارگزی جنوب سردشت و 17 هزارگزی جنوب شوسه سردشت به مهاباد. هوای آن معتدل و دارای 25 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات ، توتون ، مازوج ، کتیرا و شغل اهالی زراعت و گله داری ، صنایع دستی آنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی در مهاباد و قوچان و اهر

فرهنگ اسم ها

اسم: گزل (دختر) (ترکی) (تلفظ: gouzal) (فارسی: گزل) (انگلیسی: gouzal)
معنی: زیبا، قشنگ
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم