لغت نامه دهخدا
کبا. [ ک ِ ] ( ع اِ ) خاک روبه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). تثنیه کِبَوان. ( اقرب الموارد ). و کِبوان. ( منتهی الارب ). ج، اکباء. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || سرگین جای. مزبله. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج، کبوان و اکباء. ( اقرب الموارد ). || خاک بر روی زمین افتاده. ( منتهی الارب ).
کبا. [ ک َ ] ( اِخ ) موضعی است در بطحان. ( منتهی الارب ) ( معجم البلدان ).