لغت نامه دهخدا
چهارچوبه. [ چ َ / چ ِ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) چهارچوب. رجوع به چارچوب و چارچوبه و چهارچوب شود.
چهارچوبه. [ چ َ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بیرجند.100 تن سکنه دارد. از چشمه و قنات آبیاری میشود. محصولش غلات و انگور است. شغل اهالی زراعت، مالداری و قالیچه بافی میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).