لغت نامه دهخدا
پالاش. ( اِ ) آلوده شدن پای باشد به گل و لای. ( برهان ):
چو پالغز و پالاش دارد گلت
مرنجان دلی تا نرنجد دلت.خسرو ( از لغت نامه رشیدی ).
پالاش. ( اِ ) آلوده شدن پای باشد به گل و لای. ( برهان ):
چو پالغز و پالاش دارد گلت
مرنجان دلی تا نرنجد دلت.خسرو ( از لغت نامه رشیدی ).
۱. آلودگی: چو پا لغز و پالاش دارد گِلَت / مرنجان دلی تا نرنجد دلت (امیرخسرو: رشیدی: پالاش ).
۲. آلوده شدن پا به گل ولای.
( اسم ) آلوده شدن پای بگل ولای.
پالاش ( به لاتین: Palash ) یک منطقهٔ مسکونی در بنگلادش است که در ناحیه نارسینگدی واقع شده است. پالاش ۹۴٫۴۳ کیلومتر مربع مساحت و ۱۷۴٬۰۴۰ نفر جمعیت دارد.