لغت نامه دهخدا
گاره. [ رَ ] ( اِخ ) دهی کوچک از دهستان کشوربخش پاپی شهرستان خرم آباد، واقع در 52 هزارگزی جنوب باختری سپیددشت و 24 هزارگزی باختر ایستگاه کشور، دارای 44 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
گاره. [ رَ / رِ ] ( پسوند )مزید علیه «گار» که بصورت مزید مؤخر در آخر اسماء معنی درآید و آنها را به صفت مبدل سازد :
ستمکش نوازم ستمگاره کش.نظامی.رجوع به ستمکاره و ستمگاره شود.